زمینه و هدف: این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفههای توسعه تفکر انتقادی در مدیران دانشگاههای نظامی و تعیین روابط علّی–معلولی میان آنها انجام شده است. تفکر انتقادی بهعنوان یکی از شایستگیهای بنیادین مدیران در محیطهای پیچیده و نامطمئن، نقش مهمی در تصمیمگیری، حل مسائل راهبردی و ارتقای کارآمدی سازمانی دارد. اهمیت این شایستگی در دانشگاههای نظامی، بهدلیل مأموریتهای حساس، ساختارهای سلسلهمراتبی و الزامات علمی–دفاعی، برجستهتر است. با وجود تأکید ادبیات پژوهش بر لزوم توسعه تفکر انتقادی، شناسایی نظاممند ابعاد و مؤلفههای آن در میان مدیران دانشگاههای نظامی همچنان با خلأ مطالعاتی روبهروست. روش پژوهش: این پژوهش کاربردی با رویکرد آمیخته و طرح اکتشافی متوالی انجام شده است. در بخش کیفی، دادهها از طریق مطالعات اسنادی و مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۹ مدیر ارشد که بهصورت قضاوتی انتخاب شده بودند گردآوری شد و مصاحبهها تا اشباع نظری ادامه یافت. دادههای کیفی با روش کدگذاری و نرمافزار MAXQDA تحلیل شد. در بخش کمی، بهمنظور بررسی روابط علّی–معلولی مؤلفهها، از روش تصمیمگیری چندمعیاره دیمتل (DEMATEL) استفاده شد و همان ۹ مدیر ارشد در این مرحله مشارکت داشتند. یافتهها: چهار بُعد اصلی و چهارده مؤلفه شناسایی شد که شامل ابعاد فکری–اخلاقی، شناختی، فراشناختی و عاطفی–رفتاری است. نتایج دیمتل نشان داد برخی مؤلفهها مانند جسارت فکری، انصاف و تواضع فکری، استقلال و بلوغ فکری دارای نقش علّی بوده و سایر مؤلفهها مانند احساسات، متقاعدسازی، هوش هیجانی، یادگیری مستمر و پرسشگری نقش پیامدی دارند. نتیجهگیری: ابعاد و مؤلفههای شناساییشده، مبنایی علمی برای طراحی سیاستها و برنامههای توسعه حرفهای مدیران در دانشگاههای نظامی فراهم میسازد.